ابوعلی ابن سینا بلخی

 

ابوعلی ابن سینا بلخی

- 255 Views - اگر این مطلب را پسندیدید با ارسال یک ' نظر' آن را غنی کنید و با پیشنهاد و انتقاد خود یاری مان کنید .

ابوعلی ابن سینا بلخی

یک موی ندانست ولی موی شکافت

دل گرچه در این بادیه بسیار شتافت

آخر به  کمال  ذره ‌ای  راه   نیافت

اندر  دل من هزار خو رشید  بتافت

ابن سینا بلخی یا پورسینا حسین پسر عبدالله زاده بلخ افغانستان در سال ۳۷۰ هجری قمری و در گذشته در سال ۴۲۸ هجری قمری، دانشمند و پزشک و فیلسوف بود. نام او را به تفاریق ابن سینا، ابوعلی سینا، و پور سینا گفته‌اند. در برخی منابع نام کامل او با ذکر القاب چنین آمده: حجة‌الحق شرف‌الملک شیخ الرئیس ابو علی حسین بن عبدالله بن حسن ابن علی بن سینا البخاری. وی صاحب تألیفات بسیاری است و مهم‌ترین کتاب‌های او عبارت‌اند از شفا در فلسفه و منطق و قانون در پزشکی.

«بوعلی سینا را باید جانشین بزرگ فارابی و شاید بزرگ‌ترین نماینده حکمت در تمدن اسلامی بر شمرد. اهمیت وی در تاریخ فلسفه اسلامی بسیار است زیرا تا عهد او هیچ‌یک از حکمای مسلمین نتوانسته بودند تمامی اجزای فلسفه را که در آن روزگار حکم دانشنامه‌ای از همه علوم معقول داشت در کتب متعدد و با سبکی روشن مورد بحث و تحقیق قرار دهند و او نخستین و بزرگ‌ترین کسی است که از عهده این کار برآمد.»(اموزش و دانش در ایران، ص۱۲۵)

« وی شاگردان دانشمند و کارآمدی به مانند ابوعبید جوزجانی، ابوالحسن بهمنیار، ابو منصور طاهر اصفهانی و ابوعبدالله محمد بن احمد المعصومی را که هر یک از ناموران روزگار گشتند تربیت نمود.»(خدمات متقابل اسلام و ایران، ص۴۹۳)

ابو علی سینا ( ابر مردی از دیار علم و عرفان )

سمیع « رفیع »

دانش ها و علومی که حقیقی هستند و ما را بطرف معرفت سوق میدهند، خاصیت آب بارانی را دارند که باعث شادابی و سرسبزی جان و روان ما میشوند، اما دانش ها و علومی که ما را بسوی مجاز میکشانند، خاصیت آبی را دارند که از سوراخ ناودان بالای ما میریزند. آبی که از ناودان بالای ما میریزد و هرگاه این ناودان در اثر آسیب بشکند، آب حیات نبوده خرابیببار میآورد. علم های عاریتیحاصل دست دوم بوده و مانند آب باران نیست .

مولانا در دفتر پنجم «مثنوی»میگوید:

علم چون در نور حقّ پرورده شد      …    پس زعلمت نــور یابد قــــــــوم لُدّ

هر چه گویی باشــد آنهم نور پاک      …    کاسـمان هرگز نبارد سنگ و خاک

آسمــــــان شو ابر شو باران ببار     …    ناودان بارش کنـد نبود بکــــــــــار

آب اندر ناودان عــــــاریّتی است      …    آب اندر ابر و دریا فطرتی اســـــت

فکر و اندیشه اســت مثل ناودان      … وحیِ مکشوفست ابر و آسمـــــــان

آب باران، باغ صـــد رنگ آورد      …    ناودان همســـــــــایه در جنگ آورد

این گفتار زیبای مولانا را از جهت آن آوردم، چون در نوشته های کثیری از نویسندگان در بارهء ابو علی سینا، بیشتر افکار و طرز جهان بینی نویسندگان و پژوهشگران چشم گیر بوده هر کدام کوشیده اند مطابق ذوق و سلیقه های خود در عرصه های مختلف علوم و فلسفه، این شخصیت فرزانه را بمردم بشناسانند. ولی با تاسف این نوشته ها از خاصیت آب باران بیرون و به ناودان تبدیل شده اند.

عرفان معجون خوشگواری از مکاتب مختلف فلسفی جهان است. در عرفان عقاید مختلف ادیان، مذاهب، فلسفیان، مسلمانان زاهد و نکات از آیین زردشتی را میتوان یافت. اندیشمندان بطور خلاصه از دید فلسفه اگر خلاصه بسازیم دو دسته را دربر میگیرند، یعنی آنانیکه به فلسفهء توحیدی عقیده دارند و دیگری به فلسفهء ماتریالیزم و بعبارت دیگر، دستهء معتقد به حقیقت این عا لمند و میگویند آنچه را که ما بوسیلهء حواس درک میکنیم، به ذات خود قایم است و با از بین رفتن ما از بین نمی رود و زوال ناپذیر است. دستهء دیگر به حقیقت این عالم معتقد نیستند و مذعنند که خارج این جهان ، تنها جزء خیالات ما بوده و حاصلی از تصورات ذهنی ما را دربر میگیرد که به ذات خود حقیقت ندارد و تنها در ذهن ما حضور دارد. بین این دو دسته همواره مناقشات وجود داشته و دارد.

امّا عارفان از بین دو نظریه بالا راه متوسطی را گزیده اند. بدین معنی که به ادراکات حواس که جهان آگاهی عملی از آن تکوین می یابد اقرار می کنند، و آن را قوه تصویرگر فکر می دانند، ولی به وجود جهانی از علل که در ماوراء ادراکات حواس قرار دارد نیز قائلند، و می گویند آن راه حقیقتی است برتر از حقیقت عالم حسی.

بنابراین عارفان بدین طریق راه حل میانه ای را پیش روی می نهند که بیشتر مورد توجه دیندارانی است که می خواهند میان دین و لوازم اخلاقی آن از یکسو، و موهبتهای علم که از تجربه حسی حاصل شده است از دیگر سو، تلفیق کنند.

از آنجا که به همه معلوم است، علی سینا در علم قال نابغهء وقت خود بوده که ۵۰۵ تالیف گرانبهای او در تمام علوم گواه این ادعا شده میتواند و درعرصه های مختلف، فلسفه، طبابت، منطق، نجوم، موسیقی، ادبیات، روانشناسی، الهیات، طبیعت و ساینس دست آورد های چشمگیری دارد که بشر امروز از آن برای ترقی و تعالی خود استفاده میکند.

و اما می آییم به بررسی مختصر در مورد علم حال و عرفان علی سینا تا ببینیم که در دنیای عرفان و معرفت،این دانشمند عالی مقام چه دست آورد هاییرا نصیب خود نموده است. علی سینا از دو اوقیانوس عرفان و تصوف یکی ابو سعید ابوالخیر و دیگری ابوالحسن خرقانی فیض ها برده است و این دو مشایخ بزرگ در تربیت عرفانی او نقش و اثر گذار بوده اند.

برای اثبات این ادعا دو حکایت را نقل میکنیم:

در کتاب « اسرارالتوحید فی مقامات الشیخ ابی سعید » تالیف « محمد بن المنور»به تصحیح شادروان استاد احمد بهمنیار، در صفحهء ۱۵۹ چنین آمده است:

” یکروز شیخ ما ابوسعید (قدس الله سره) در نیشاپور مجلس میگفت، خواجه ابو علی سینا رحمته الله علیه از در خانقاه شیخ درآمد و ایشان هر دو پیش از آن یکدیگر را ندیده بودند اگر چه میان شان مکاتبت بود. چون بوعلی از در درآمد، شیخ ما روی به وی کرد و گفت، حکمت دانی آمد، خواجه بوعلی درآمد و بنشست، شیخ به سر سخن شد و مجلس تمام کرد و از تخت فرود آمد و در خانه شد و خواجه بوعلی با شیخ در خانه شد و در خانه فراز کردند و سه شباروز با یکدیگر بودند بخلوت و سخن میگفتند که کس ندانست و هیچکس نیز به نزدیک ایشان درنیآمد مگر کسی که اجازت دادند و جز به نماز جماعت بیرون نیآمدند. بعد از سه شباروز خواجه بوعلی برفت. شاگردان از خواجه بوعلی پرسیدند که شیخ را چگونه یافتی؟ گفت: هرچه من میدانم او می بیند، و متصوفه و مریدان شیخ چون به نزدیک شیخ درآمدند از شیخ سئوال کردند که ای شیخ بوعلی را چون یافتی؟ گفت: هرچه ما می بینیم او میداند. و خواجه بوعلی را در حق شیخ ما ارادتی پدید آمد و پیوسته به نزدیک شیخ ما درآمدی و کرامات شیخ ما ظاهر می دیدی.

یکروز از در خانهء شیخ درآمد شیخ گفته بود که ستور زین کنید تا به زیارت اندرزن شویم، و آن موضعی است برکنار نیشاپور در کوه معروف بغار ابراهیم ادهم رحمته الله علیه و صومعهء او آنجاست که مدت ها عبادت کرده است، چون خواجه بوعلی درآمد، شیخ ما گفت: ما را اندیشهء زیارت اندرزن می باشد، خواجه بوعلی گفت: ما بخدمت بیاییم، هردو برفتند و جمع بسیار از متصوفه و مریدان شیخ و شاگردان بوعلی با ایشان برفتند. و در راه که میرفتند نیی ( نی) بر راه افتاده بود، شیخ فرمود تا برگرفتند چون به نزدیک صومعه رسید، شیخ از اسپ فرود آمد و آن نی را بگرفت بموضعی رسیدند که سنگ خاره بود، شیخ آن نی را در دست گرفت و بر آن سنگ خاره زد تا بدانجا که دست شیخ بود آن نی بدان سنگ فرو شد، چون خواجه بوعلی آن بدید در پای شیخ افتاد و بوسه بر پای شیخ داد و کس ندانست که در اندرون خواجه بوعلی چه بود که شیخ ما آن کرامت به وی نمود.اما خواجه بوعلی مرید شیخ ما چنان گشت که کم روزی بودی که به نزدیک شیخ ما نیآمدی و بعد از آن هر کتابی که درعلم حکمت ساخت چون اشارات و غیر آن فصلی مشبع در اثباتکرامات اولیا و شرف حالات ایشان ایراد کرد و در این معنی و بیان فراست ایشان و کیفیت سلوک جادهء طریقت و حقیقت تصانیف مفرد ساخت چنانکه مشهور است.”

…………………………………………………………………………………………

” در کتاب « نورالعلوم»شیخ ابوالحسن خرقانی، به کوشش و نگارش عبدالرفیع حقیقت «رفیع» در صفحهء ۲۶۴ و ۲۶۵ آمده است که: شیخ الرئیس در اثنای مباحثات ادله منطقیه بیان میکرد. روزی در همان ایام دیواری از سرای شیخ خراب گشته تهیه بجهت تعمیر آن دیده بودند. شیخ ابوالحسن خود روز ها به کار گل مشغول میگشت و وقتی دیگر نیز که شیخ الرئیس به کمالات علمیه اشتغال داشت، در بین صحبت، شیخ ابوالحسن از جای برخاست که مرا معذور دار که دیوار باید عمارت کرد و بر فراز دیوار شد و مشغول گل کاری گردید، ناگاه تیری که بجهت نصب کردن به مکانی بر دست گرفته بود از دستش بیفتاد، شیخ الرئیس از جای برخاسته تا تیر بدستش دهد، قبل از آنکه تیر را از زمین بردارد تیر بلند شده بدست وی قرار گرفت، بدو گفت: ای حکیم دانشمند بر این عمل چه دلیل داری؟ شیخ الرئیس چون آن حالت بدید یکبارگیدل از دست داده و دیگر در نزد شیخ ابوالحسن از علوم ظاهری سخن نکرد و حکمت به طریقت کشید.”

……………………………………………………………………………………

در کتاب « اشارات و تنبیهات » علی سینا ، نگارش دوکتور حسن ملکشاهیکه شامل مباحث طبیعیات، الهیات، عرفان و تصوف است، بر میخوریم به این تفسیر در باب مقامات عرفا:

” این نمط از دقیق ترین و مهمترین قسمت های کتاب اشارات است. در تایید این نکته کافی است به سخن امام فخر رازی، شارح و منتقد معروف اشارات استناد کنیم که میگوید: « این باب مهمترین و با ارزشترین مطالب این کتاب است چرا که ابن سینا در آن علوم و معارف صوفیه را به نحوی مرتب نموده است که پیش از او کسی چنین نکرده و بعد از او نیز کسی بر آن نیفزوده است »

گفتیم علی سینا شاگردی از دبستان معرفت دو مشایخ بزرگ که در بالا ذکر نمودیم ، بوده و گل های از این بوستان معرفت چیده است، طوری که امام فخر رازی او را اولین و آخرین کسی میداند که دست آورد های شگرفی در تصوف و عرفان دارد. پس لازم است کمی از این رایحه ای عرفان او که کوته فکران شریعت او را کافر و زندیق خوانده اند، مشام خود را معطر ساخته کام جان را شیرین بسازیم.

مندر نظر گرفته ام تا به نکاتی تماس بگیرم کهسبب نوشتن این مقاله شده و به آن باریکی ها از دید شریعت و عرفان اشاره کنم تا قضاوت های دانش های عاریتی و دست دوم را که در اول آن را به آب ناودان تشبیه کردیم، آشکار شده حقیقت کلام علی سینا بنمایش گذاشته شود تا دیگران را قضاوت بر آن چه باشد.

اشاره های از علی سینا:

عرفان

عرفان وسیله ای است برای معرفت حق، بنا براین خود عرفان هدف نیست. پس اگر کسی منظورش از عرفان خود عرفان باشد، موحد نیست، زیرا غیر حق را که عرفان باشد در نظر دارد. و اگر کسی به عرفان برسد به گونه ای که گویی به آن نرسیده است بلکه فقط به حق رسیده است، چنین کسی به اوقیانوس وصول رسیده است. و در اینجا درجاتی هست که با عبارت قابل تعبیر و بیان نیست. این جا جای حال است نه مقال، شایستگی دیدار لازم است نه ورزیدگی گفتار. مولانا گوید:

هرچه گویم عشق را شرح و بیانچون به عشق آیم خجل باشم از آن

گرچه تفسیر زبان روشنگر اسـت لیک عشق بی زبان روشــنگر است

ویژگیهای یک عارف

عارف گشاده رو و خوش برخورد و خندان است، در تواضع و فروتنی کودکان و خرد سالان را همچون بزرگسالان محترم میشمارد، از گمنام همچون آدم مشهور با گشاده رویی استقبال میکند. چگونه گشاده رو نباشد در حالتی که او به حق مسرور و شاد است؟ و در هر چیزی خدا را می بیند و چگونه برابر نداند در حالتی که همگان در نزد او شبیه اهل رحمتند که به باطل اشتغال ورزیده اند؟.

عارف دلیر است ، و چگونه نباشد، و حال آنکه او از مرگ نمی هراسد؟ عارف بخشنده است، و چگونه بخشنده نباشد، که او از محبت باطل و نعیم دنیا به دور است؟ او از گناهان در میگذرد و چگونه نگذرد، که او بزرگتر از آن است که ذلت و خواری بشری او را از جای به در برد؟ او کینه ها را فراموش میکند، و چگونه کینه ها را فراموش نکند، زیرا یاد او مشغول به حق است؟ عارف به تجسس احوال مردم نمی پردازد، و خشم بر او مستولی نمیشود بلکه همیشه دلسوزی و رحمت به او دست میدهد. با مردم با مدارا رفتار میکند و با مهربانی به آنان نصیحت میکند و احیانا امر مهم و عظیم را به نا اهل نمیگوید، اما نه از روی حسد بلکه از روی غیرت.

احوال عرفا در سیر و سلوک بسوی حقاحوال عرفا در سیر و سلوک را علی سینا در یازده فصل مفصل بیان نموده ا

/ 0 نظر / 9 بازدید